تاریخ خبر:۱۴۰۵ جمعه ۲۶ تير
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٠۴/٢۶
امام جمعه کاشان : یکی از ویژگی های صالحان انفاق در راه خدا می باشد
امام جمعه کاشان : امیرالمومنین علی ع می فرماید، خوشابحال کسی که در راه خدا مازاد بر مصرف خودش را بخشش و انفاق کند. مرحوم مغنیه در شرح این عبارت در جلد چهارم شرح نهج البلاغه می فرماید: هم حقوق خود خدا و هم حقوق فقرا را از مال خودش بدهد و یکی از مصادیق حق خدا، خمس است.
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٠۴/٢۶
امام جمعه کاشان : یکی از ویژگی های صالحان انفاق در راه خدا می باشد
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و چهاردهمین خطبه در کاشان مُکرَّم، روز دوم ماه صفر، بیست و ششم تیرماه خود و شما برادران و خواهران گرانقدر را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». دیر یا زود عمر ما تمام می شود و آخرین منزل ما قبر است. بیاد بیاورید، لحظه ای را که فامیل خودمان را در قبر می گذاریم، چه چیزی برای او خوب است؟ قران می فرماید« فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى » بچه ها می روند، همسر و دوستان بر می گردند و انچه برای ان خانم یا اقا در قبر می ماند، تقوای او می باشد، انجام واجبات و ترک محرمات است. هر چه می توانید برای سفر طولانی اخرت، زاد و توشه را بیشتر فراهم کنید. در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و سه نهج البلاغه رسیدیم. این حکمت هشت صفت از صفات اهل تقوا را بیان می کنند. امیرالمومنین علی ع در بیان صفت چهارم و ویژگی صالحان این حکمت می فرماید « طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ » خوشابحال کسی که در راه خدا مازاد بر مصرف خودش را بخشش و انفاق می کند. مرحوم مغنیه در شرح این عبارت در جلد چهارم شرح نهج البلاغه می فرماید: هم حقوق خود خدا و هم حقوق فقرا را از مال خودش بدهد. یکی از مصادیق حق خدا، خمس است. سهم امام، سهم خدا و سهم رسول، این سه بخش سهم امام می شود، و سهم یتیم، فقیر و مسکین، سهم سادات می شود و مجموعا، سهمین است. شخصی از امام رضا سوال می کند، چرا باید خمس بدهیم؟ حضرت فرمودند، چرا خودتان را از دعای ما محروم می کنید، این عبارت یعنی، لحظه ای که خانم و اقا خمس خود را ولو مبلغ بسیار کم به مرجع تقلید خودش پرداخت می کند، همان لحظه صاحب اصلی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه می باشد به او دعا می کند. شهید دستغیب ره در گناهان کبیره در داستانی در رابطه با خمس می فرماید: خانواده ای از سادات که فقیر هم بودند از مغازه ای در نزدیکی منزل خودشان خرید می کردند، چند روز نسیه نمود و بعد از چند روز صاحب مغازه دیگر به او جنس نداد. صاحب مغازه یک شب در خواب می بیند که درب منزل را می زنند، پشت درب می اید، اما کسی رانمی بیند، لذا بر می گردد، برای بار دوم دوباره صدای زدن درب را می شنود، پشت درب می اید، درب را باز می کند و نیم رخ بزرگی را می بیند « حضرت صاحب یا کسی از جانب ایشان بود »، به او فرمودند: ما می توانیم فرزندان خودمان را « سادات » را تامین کنیم، ولی می خواهیم، به شما چیزی برسد. « طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ » خوشابحال کسی که در راه خدا مازاد بر مصرف زندگی خود را بخشش و انفاق می کند. در اینجا از مواکب منطقه کاشان « نطنز، اران و بیدگل و کاشان تا نزدیکی قم » که در مسیر تشیبع پیکر امام شهیدمان، از مسافران عزیز از استان های مختلف پذیرایی کردند از سخاوت مردم کاشان صمیمانه تقدیر می کنم در این مکان مقدس هم « مصلّی بقیه الله الاعظم » چندین هزار نفر، صبح، ظهر و شب پذیرایی شدند.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و سه سوره بقره رسیدیم، ایه می فرماید « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ای مومنین روزه بر شما واجب شد. هفته قبل عرض کردم وارد بحث روزه نمی شوم، فقط « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » را بحث می کنم. هفته قبل چند نمونه را بیان کردم، این هفته نمونه دیگری را از یاران امام حسین ع محضر شما بیان می کنم. در خطبه قبل گفتیم،
علامه طباطبایی ره ذیل این ایه می فرماید: اسلام و ایمان چهار مرحله دارد:
١ _ اسلام زبانی، ، با زبان بگوید « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ، وأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ صلی الله علیه و اله سلم » این باعث می شود اسم او مسلمان باشد.
٢ _ ایمان اول : یعنی همین شهادتین را که با زبان گفته است، با قلب بپذیرد. وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر ص را با قلب بپذیرد
٣ _ مرحله عمل کردن است :« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » ای کسانی که، دو شهادت، به قلب شما رسیده و پذیرفته اید، به قران عمل کنید
۴ _ اسلام دوم : همین ایه صلوات که مکرر می خوانیم، « اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً ». در کربلا کسانی بودند که مرحله اسلام آخر را بدست آورده بودند، که از جمله حبیب بن مظاهر است. شیخ عباس قمی در منتهی الامال می فرماید، او حافظ کل قران بود. اِبْنِ حَجَر عَسْقَلانی می گوید او پیامبر ص را درک کرده بود یعنی جزو صحابه بود، شیخ طوسی می فرماید، او جزو تابعین بود « پیامبر ص را ندیده بود » اما سه امام « امام علی ع، امام حسن ع و امام حسین ع » را درک کرده است. علامه حلی ره در کتاب رجالی خودشان، او را با صفت مشکور مدح نموده است که دلالت بر ثقه او می باشد. در تمام جنگ ها همراه امام علی ع بوده است، در اختصاص شیخ مفید، امده است که علوم امیرالمومنین علی ع به سه نفر داده شده است که از جمله انان حبیب بن مظاهر است. در تاریخ طبری جلد چهارم امده است، بعد از مرگ معاویه در سال شصت، جناب حبیب با بزرگان شیعه در کوفه نامه ای با عنوان بیعت به امام حسین ع نوشتند و حضرت را به کوفه دعوت کردند. پس حبیب بن مظاهر در کنار سلیمان بن صراد خزاعی و رِفاعَة بن شَدّاد، جزو سران و بزرگان قبایل بود. وقتی جناب حبیب و مسلم بن عَوسَجَه برای امام حسین ع در کوفه بیعت گرفتند، خبر بیعت گرفتن به امام حسین ع نیز رسید، از انطرف، جبهه باطل به یزید نامه نوشتند که اگر کوفه را می خواهی نعمان فرماندار ضعیفی است و باید تغییر کند، و یزید، ابن زیاد را با حفظ سمت او در استانداری بصره به کوفه فرستاد. وقتی عبیدالله به کوفه امد، کار برای حبیب و طرفداران امام حسین ع سخت شد. قبیله مسلم و حبیب، این دو بزرگ را پنهان کردند، به نقل فاصل دربندی، وقتی مسلم بن عقیل به شهادت رسید، امام حسین ع، نامه ای به شخص حبیب بن مظاهر نوشت، و او را به یاری طلبید، با این که شرایط خروج از کوفه سخت بود، حبیب با مسلم بن عوسجه، شبانه و پنهانی به کربلا رفتند « روزها مخفی بودند و شب ها حرکت می کردند »، بعضی می گویند حبیب بن مظاهر روز پنجم و بعضی می گویند روز هفتم یا هشتم به کربلا رسیدند. وقتی خبر ورود حبیب را به حضرت زینب س رساندند، حضرت زینب س فرمود سلام. من را به او برسانید، حبیب وقتی سلام رساندن حضرت زینب س را شنید، مشتی خاک بر سر خود ریخت و گفت، حبیب چه کسی باشد، که سیده زینب س به او سلام برساند. در همین دو سه روز باقی مانده از عمر شریف امام حسین ع، از امام حسین ع اجازه گرفت و گفت، من از قبیله بنی اسد هستم، انها فامیل من هستند، اجازه بدهیدبه قبیله خودم بروم و انان را به اسلام و یاری شما دعوت کنم ، نزد قبیله خود امد و گفت، اگر می خواهید به شرافت دنیا و آخرت برسید، بیایید برای یاری امام حسین ع، بخدا قسم، اگر در راه او کشته شوید در اعلی علّیین، همنشین حضرت محمد مصطفی ص هستید، از قبیله او، نود نفر دعوت او را اجابت کردند، خبر به عمر سعد رسید، طبق نقلی، چهارصد نفر را برای مقابله با ان نود نفر فرستاد، به ان نود نفر حمله کردن و انان پراکنده شدند و نتواستند به ان هفتاد و دو نفر ملحق شوند. شب عاشورا وقتی، امام حسین ع به همراه نافع بن هلال به خیمه برگشتند، امام حسین ع وارد خیمه حضرت زینب س شد، نافله صدای حضرت زینب س را شنید که نگران بود ایا فردا صبح، یاران با شما وفادار خواهند بود یا نه؟ نافله، نگرانی حضرت زینب س را به حبیب بن مظاهر رساند، حبیب فراخوان می دهد، تمام اصحاب، غیر از بنی هاشم را جمع نمود و گفت، نزد حضرت زینب س بروید، و اعلام وفاداری کنید. آنان پشت خیمه ها رفتند، شمشیرها را کشیدند و خطاب به نساء کاروان امام حسین ع خصوصا حضرت زینب س رجز خواندند، و اخلاص و وفاداری خود را از صمیم دل ابراز کردند. ظهر عاشورا، ابو ثمامه به امام حسین ع عرض کرد، فدای شما شوم « بنفسی انت » اذان شده است، امام خطاب به او فرمود « ذَكَرتَ الصَّلاةَ ، جَعَلَكَ اللَّهُ مِنَ المُصَلّينَ » نماز را یاد کردی، خدا تو را از نماز گزاران قرار دهد، امام فرمودند از کوفیان بخواهید، از جنگ دست بردارند تا نماز بخوانیم، تا بیان مبارک امام به لشکر کوفه منتقل شد، حصین بن تمیم ، فریاد زد، نماز شما قبول نیست. از لشکر امام حسین ع حبیب بن مظاهر جواب ان شخص ملعون را داد، و با اذان امام به مقابله با او پرداخت، او را از اسب به زمین زد، به حبیب حمله کردند، حبیب دهها نفر را به هلاکت رساند ، سرانجام توسط قبیله بنی تمیم این یار دیرین امام علی ع، امام حسن ع و امام حسین ع، در سن هفتاد و پنج سالگی به شهادت رسید. شبیه همان تعبیری که برای حضرت ابالفضل امده است « لما قتل العباس بان الانکسار فی وجه الحسین » وقتی حضرت ابالفضل به شهادت رسید، انکسار در چهره اباعبدالله ع روشن و اظهار شد. همین مطلب در مقتل ابی مِخنف برای حبیب بن مظاهر امده است.
ابی محنف می نویسد، با شهادت حبیب، « بان الانکسار فی وجه الحسین » آثار شکستگی در چهره اباعبدالله ع ظاهر شد، و امام این جمله را در فضیلت حبیب بیان فرمودند « لقد كنتَ فاضلا تَختِمُ القرآنَ في ليلةٍ واحدة » تو همان مرد فاضلی هستی که در یک شب کل قرآن خدا را ختم میکردی. این یک مصادیق از شهدای کربلا می باشد که« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » را به مرحله پایانی اسلام و ایمان که تسلیم محض اباعبدالله ع بودند، رسیدند
خدایا : همه ما، خواهران و برادران را مانند حبیب بن مظاهر تسلیم محض مولایمان قرار بده
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ