تاریخ خبر:۱۴۰۵ جمعه ۲۳ مرداد
خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٠۵/٢٣
امام جمعه کاشان : تمام احکام الهی برای ارتقاء روحی و رسیدن به تقوا می باشد
امام جمعه کاشان : پیامبر ص می فرماید:« أدِّبوا أولادَكُم على ثَلاثِ خِصالٍ حُبِّ نَبيِّكُم ، و حُبِّ أهلِ بَيتِهِ ، و قِراءةِ القرآنِ » فرزندان خود را با سه خصلت تربیت کنید:
١ _ « حُبِّ نَبيِّكُم »، پیامبر اکرم ص را دوست بدارند
٢ _ اهل بیت عصمت را دوست بدارند
٣ _ تلاوت قران. در کنزالعمال که از اهل سنت است، در روایتی از پیامبر ص امده است که پیامبر ص می فرماید، اگر خداوند محبت علی بن ابی طالب ع را در قلب یک مومن تثبیت کند، حتی اگر گناه فردی داشته باشد، خداوند پاهای او را در صراط نلغزاند
خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٠۵/٢٣
امام جمعه کاشان : تمام احکام الهی برای ارتقاء روحی و رسیدن به تقوا می باشد
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و هفدهمین خطبه در کاشان مُکرَّم، روز اول ربیع الاول، بیست و سوم مرداد ماه خود و شما برادران و خواهران گرامی را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و سه نهج البلاغه رسیدیم. این حکمت هشت صفت از صفات صالحان را بیان می کنند. امیرالمومنین علی ع در بیان صفت هشتم و ویژگی صالحان این حکمت می فرماید « طُوبی لِمَن وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ، وَ لَمْ يُنْسَبْ إلَى الْبِدْعَةِ » خوشابحال کسی که سنت های پیامبر ص را کفایت کند و بدعتی در دین خدا نگذارد. بدعت در دین خدا مورد اشتیاق شیطان است. شیطان دوست دارد کسانی که دین خدا را تغییر دهند. اگر کسی دین خدا را تغییر دهد و عوض کند، شیطان به او خشوع می دهد. گریه و اشک به او می دهد. علامه مجلسی در بحارالانوار جلد هفتاد و دوم صفحه ٢١۶ در روایتی از پیامبر ص می فرماید « مَن عمِلَ في بِدعةٍ خَلاّهُ الشّيطانُ و العِبادةَ، و ألْقى عليهِ الخُشوعَ و البُكاءَ » هر کس به بدعت عمل کند، شیطان راه او را برای عبادت باز می کند و به او خشوع و گریه می دهد. لذا کسانی که بدعت گذاشتند و وهابیت را تاسیس کردند، در نمازشان در مسجدالنبی و مسجد الحرام اگر اشکی از انان جاری می شود، اشک شیطانی است، محصول بدعت انان است. مرحوم مغنیه در شرح این عبارت می فرماید، یعنی یک خواهر و یا برادر با حرف زدن و یا با کردار خودش از محتوای کتاب خدا، سنت پیامبر ص و احادیث تجاوز و تعدّی نکند. این عمل به سنت است. حلال و حرام را از رساله بگیریم، همانطور که سخنرانِ قبل از اذان، احکام شرعی را از قران و روایات بیان کردند. در شرح ابن میثم درباره این عبارت امده است، یعنی، ما سنت های خدا و پیامبر ص را در زندگی اجرا کنیم. اگر سنت ها کنار برود، بدعت ها جای ان را می گیرد. امروز روز اول ماه ربیع است و دیشب، لیله المبیت بود، به شکرانه این که پیامبر ص، جانشان سالم ماند، صاحب مفاتیح می فرماید، مستحب بود امروز را روزه بگیریم، یا مستحب دیگر این بود که زیارت پیامبر ص و زیارت حضرت امیرالمومنین علی ع را بخوانیم. اول هر ماه قمری صدقه مستحب است. موقع خروج می توانیم مبلغی را « پنج هزار تومان » به عنوان جشن عاطفه ها، صدقه اول ماه را نیّت کنیم یا نیّات خیر دیگری را که داریم. ایت الله مکارم نکته ظریفی را توضیح می دهند و می فرمایند، وهابیت به هر نوگرایی، بدعت می گویند. حسینیه می سازیم می گویند بدعت است، فاطمیه و زینبیه می سازیم می گویند بدعت است. فرق بدعت با سنت حسنه چیست؟ سنت حسنه، چیزی است که ممکن است روایت خاصی برای ان نداشته باشیم اما کلیاتی از دین برای ان وجود دارد، مانند تعظیم شعائر. این کلیات مانند، ساخت حسینیه، زینبیه و اجتماعاتی مانند تظاهرات های ما را امضاء می کند. قران در ایه ١٢٠ سوره توبه، تمام تظاهرات های شما را امضاء می کند. هر امر اجتماعی که باعث غیظ کفار می شود. صد و شصت و اندی از اجتماعات شبانه شما، اگر وهّابی ها بگویند بدعت است، می گوئیم اینطور نیست و کلیات ان در قران « سوره توبه، ایه ١٢٠ » امده است. این سنّت حسنه است، راهپیمایی بیست و دوم بهمن و روز قدس سنّت حسنه است، نه بدعتی که وهابیت ملعون فکر می کنند. « طُوبی لِمَن وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ، وَ لَمْ يُنْسَبْ إلَى الْبِدْعَةِ » خوشابحال کسی که سنت های پیامبر ص را انجام می دهد و بدعتی در دین خدا نگذارد.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و سه سوره بقره رسیدیم، ایه می فرماید« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ای مومنین روزه بر شما واجب شد. هفته های قبل عرض کردم به جهت ماه محرم و صفر « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» را توضیح دادیم و ان را بر یاران امام حسین ع تطبیق نودیم و یک جلسه همه بر یاران امام حسن ع تطبیق نمودیم. امرز روز اول ماه ربیع است، با « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » چند نکته در رابطه با امیرالمومنین علی ع و چند نکته در رابطه با پایان این ایه شریفه عرض می کنم.
نکته اول : اهمیت محبت امیرالمومنین علی ع است. خوشا بحال شما برادران و خواهران که محبت امیرالمو منین علی ع را در دل دارید و به توصیه پیامبر ص این محبت را به فرزندان و نوه های خودتان هم منتقل می کنید « أدِّبوا أولادَكُم على ثَلاثِ خِصالٍ حُبِّ نَبيِّكُم ، و حُبِّ أهلِ بَيتِهِ ، و قِراءةِ القرآنِ » فرزندان خود را با سه خصلت تربیت کنید:
١ _ « حُبِّ نَبيِّكُم »، پیامبر اکرم ص را دوست بدا ند
٢ _ اهل بیت عصمت را دوست بدارند
٣ _ تلاوت قران. در کنزالعمال که از اهل سنت است، در روایتی از پیامبر ص امده است که پیامبر ص می فرماید، اگر خداوند محبت علی بن ابی طالب ع در قلب یک مومن تثبیت کند، حتی اگر گناه فردی داشته باشد، خداوند پاهای او را در صراط نلغزاند « ما ثبّت اللّه حبّ عليّ في قلب مُؤمن فزَلّت به قدم، إلّا ثبّت اللّه قدميه يوم القيامة على الصراط » خداوند تثبیت نکرده محبت علی بن ابی طالب ع را در قلب کسی، و او در دنیا گناهی را انجام داد، خدا پای او را در صراط پای او را ثابت می کند، البته می دانیم که علی ع می فرماید« مَن اَحَبَّنا فَلیَمَل بِعَمَلِنا » هر کس من را دوست دارد باید عمل من را هم انجام دهد.
نکته دوم : ماجرای لیله المبیت در زیارت غدیریه است. زیارت غدیریه امام هادی ع فوق العاده است. امام هادی ع در این زیارت تشبیه می کند ماجرای لیله المبیت را، که امیرالمومنین علی ع بجای پیامبر ص خوابیدند به قربانگاه رفتن حضرت اسمعیل ذبیح الله، امام در بخشی از این زیارت می فرماید« أَشْبَهْتَ فِي الْبَيَاتِ عَلَى الْفِرَاشِ الذَّبِيحَ عَلَيْهِ السَّلامُ، إِذْ أَجَبْتَ كَمَا أَجَابَ، وَ أَطَعْتَ كَمَا أَطَاعَ إِسْمَاعِيلُ، صَابِراً مُحْتَسِباً » این که بجای پیامبر ص خوابیدی مانند اسمعیل ذبیح الله بود، شما اجابت کردی همانطور که اسمعیل اجابت نمود، تو اطاعت کردی از پیامبر ص همانطور که اسمعیل اطاعت کرد. حضرت ابراهیم فرمود، ، إِذْ قَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ، إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ، فَانْظُرْ مَا ذَا تَرَى، قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ، سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ » پسرم، من در خواب دیدم، وحی شده و تو را ذبح می کنم، نظر تو چیست؟ اسمعیل فرمود، انجام بده انچه را امر شدی.« وَ كَذَلِكَ أَنْتَ لَمَّا أَبَاتَكَ النَّبِيُّ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَضْجَعَ فِي مَرْقَدِهِ، وَاقِيا لَهُ بِنَفْسِكَ، أَسْرَعْتَ إِلَى إِجَابَتِهِ مُطِيعا، وَ لِنَفْسِكَ عَلَى الْقَتْلِ مُوَطِّنا؛ فَشَكَرَ اللَّهُ تَعَالَى طَاعَتَكَ، وَ أَبَانَ عَنْ جَمِيلِ فِعْلِكَ، بِقَوْلِهِ جَلَّ ذِكْرُهُ: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ » ای علی ع، تو هم همینطور. زمانی که پیامبر ص تو را در جای خودش خواباند و به تو دستور داد، که بمان در مرقد من، در حالی که جان خودت را دادی تا جان پیامبر ص حفظ شود، سریع اجابت کردی و خداوند متعال از این کار تو با این ایه الهی تجلیل کرد و اشکار نمود. و از مردم کسی، چون علیبنابیطالب ع است که جانش را برای بهدستآوردن خشنودی خدا میفروشد.
نکته سوم : در نورالثقلین جلد اول صفحه ٢٠۵ ذیل این امده است، همان لحظاتی که علی ع در بستر خوابیده است، خداوند به جبرائیل و میکائیل فرمود، به زمین هبوط کنید « جَبْرَئِيلُ قامَ عِنْدَ رَأْسِهِ وَ مِيكَائِيلُ عِنْدَ رِجْلَيْه و جَبْرَئِيلُ ینادی بَخً بخً » جبرائیل بالای سر امیرالمومنین ع و میکائیل نزد پاهای امیرالمومنین علی ع، و جبرائیل می فرمود، خوشابحال تو علی ع، چه کسی در این عالم مثل توِ علی ابن ابی طالب ع وجود دارد که خداوند به وجود تو بر همه فرشتگان مقرّب مباهات می کند.
نکته چهارم: در مورد خباثت جبهه باطل است. در نورالثقلین از امالی شیخ طوسی نقل می کند، وقتی ان چهل نفر وارد خانه پیامبر اکرم ص شدند، هنوز روپوش روی امیرالمومنین علی ع بود، شمشیرهای خود را کشیدند و خواستند شمشیرها را بر مولا بزنند، انها شک نداشتند، او پیامبر ص است، به خودشان گفتند، او را بیدار کنیم تا درد کشته شدن را احساس کند و شمشیرها را ببیند، که چگونه او را می گیرد. وقتی او را بیدار نمودند، علی ع را دیدند
نکته پنجم : به ایه برمی گردیم، ایه می فرماید، فرماید« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ »روزه بر شما واجب شده است، بر پیشنیان شما هم روزه واجب شد. علامه ره در المیزان جلد دوم صفحه پنجم می فرماید، این که خداوند، یک حکمی را واجب می کند و بعد می فرماید بر پیشنیان شما هم واجب شده بود، برای این است که، شایسته نیست برای شمای خواهر و برادر، که حکم خدا را سنگین و ثقیل بشمارید و از حکم خداوند وحشت کنید.
این حکم به شما اختصاص نداشته است، این حکم الهی بر گذشتگان هم جعل شده است. پس سرّ این که خداوند به پیشنیان مثال می زند، برای این است که حکم الهی برای ما ثقیل جلوه نکند و وحشت نکنیم
نکته ششم : رابطه « صَوم « روزه » با لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ چیست؟ » است. علامه ره در المیزان جلد دوم صفحه هشت می فرماید، این برای هر انسان با فهم و باشعوری مشخص است. انسان با فطرت الهی خودش می یابد، که اگر می خواهد به عالم قدس، عالم طهارت و عالم رفعت اتصال پیدا کند، هر کس می خواهد رشد معنوی داشته باشد، با فطرت الهی خودش می یابد، اولین چیزی که لازم است، این است که خودش را منزّه کند، که در لذت بردن جسمی، رها نباشد. از روی انضباط باشد. نقش روزه این است که خوردن و اشامیدن و مباشرتی که مباح است، را در روز تنظیم می کند تا تمرینی باشد برای محرمات که بتواند جلو خودش را بگیرد. این دستورات اسلامی است. یکی از اساتید محترم دانشگاهی از قول یکی از شاگردانش که چند سالی در لس آنجلس زندگی می کرد ، خاطره ای تعریف نمود، یک روز خانم بسیار زیبایی امد و به موسسه ازدواج رفت تا شوهری پیدا کند، از او سوال نمودم، با این چهره زیبایی که خداوند به شما داده است، کسی برای ازدواج شما نیامده است؟ در جواب گفت، خیلی امدند، اما برای ازدواج نیامدند،فقط برای تمتّع بردن از من امده بودند، ولی حالا امده ام که کسی را برای ازدواج پیدا کنم. احکام الهی، احکام ازدواج و روزه ما، همه تنظیمی است در استفاده از تمتّع جسمی برای « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » برای ارتقاء روحی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ