/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۴۰۱ سه شنبه ۱۵ آذر
تاریخ ارسال:۱۴۰۱ جمعه ۲۹ مهر
چاپ خبر
نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین سید سعید حسینی مورخ ۲۹ مهر ۱۴۰۱ نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین سید سعید حسینی مورخ ۲۹ مهر ۱۴۰۱
خطبه اول

خطبه دوم
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
اوصیکم و نفسی بتقوی الله، برادران و خواهران بزرگوارم، خودم و شما را به رعایت تقوای الهی توصیه می‌کنم. متقی باشیم، پرهیزگار باشیم.
یکی از مصادیق تقوا، در دعای 30‌ام صحیفه سجادیه بیان شده است که عنوان دعا، الْمَعُونَةِ عَلَی قَضَاءِ الدَّینِ است. انسان وقتی قرضی داشته باشد، دینی بر عهده‌اش باشد، این دعا را بخواند. خدای متعال گشایش ایجاد می‌کند، منتهی در لابه‌لای آن مضامینی است که واقعاً کمک به تقوا می‌کند. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ احْجُبْنِی عَنِ السَّرَفِ، خدایا، من را از اسراف باز بدار. وَ الِازْدِیادِ، از زیاده روی در مصرف، وَ قَوِّمْنِی بِالْبَذْلِ وَ الِاقْتِصَادِ، من را به وسیله بخشندگی و میانه‌روی پابرجا بدار، وَ عَلِّمْنِی حُسْنَ التَّقْدِیرِ، خدایا به من یاد بده، حالا چه فرد، چه یک مسئول اداره چه وزیر و چه وکیل و چه رئیس جمهور کشور، خدایا به من یاد بده، چه وزیر، چه وکیل، حسن تقدیر را که چگونه این بودجه بیت المال را یا بودجه شخصی خودم را مصرف کنم. وَ اقْبِضْنِی بِلُطْفِكَ عَنِ التَّبْذِیرِ، خدایا من را از اینکه ریخت و پاش داشته باشم، باز بدار. وَ أَجْرِ مِنْ أَسْبَابِ الْحَلَالِ أَرْزَاقِی، خدایا از سبب‌های حلال رزق من را جاری کن. وَ وَجِّهْ فِی أَبْوَابِ الْبِرِّ إِنْفَاقِی، به من توفیق بده که در راه‌های نیک انفاق کنم. وَ ازْوِ عَنِّی مِنَ الْمَالِ، خدایا دور کن آن مالی را که مَا یحْدِثُ لِی مَخِیلَةً باعث می‌شود من متکبر و مغرور بشوم. آن پولی که بیاید در زندگی من و باعث تکبر و غرور من بشود، دور کن. أَوْ تَاَدِّیاً اِلَی بَغْی، یا موجب ستم بشود که به زیردست خودم ستم کنم، أَوْ مَا أتَعَقَّبُ مِنْهُ طُغْیاناً، یا آن مالی که من را به طغیان وا بدارد. این توصیه به تقوا می‌شود.
آنچه که در هفته قبل محضر شما برادران، خواهران و علمای بزرگوار در رابطه با قرآن عرض کردیم، آیه 24 سوره بقره بود که خدا فرمود اگر نمی‌توانید مثل قرآن بیاورید، فَاتَّقُوا، پس تقوا داشته باشید. بترسید از آن آتشی که وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ، هیزمش خود انسان‌ها هستند، خود جن کافر هست.
امروز در آیه 25 بقره، بشارت را مطرح می‌کنیم و این یک نکته تربیتی است. مربیان تربیتی، معلمان تربیتی و هر پدر و مادری که می‌خواهد بچه‌اش را تربیت کند، باید از این اصل قرآنی استفاده کند. هم انذار، ترس از جهنم و هم بشارت و تبشیر. ‌ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا، بشارت بده به مؤمنین، آنهایی که ایمان آوردند، وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، کار نیک انجام دادند، أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ، برایشان بهشت‌ها و باغ‌هایی است، تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ که از زیر درختان، نهر جاری است. كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا، هرزمانی که از این باغ‌ها بهره‌مند شوند، مِنْ ثَمَرَةٍ، از میوه‌های بهشت، رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ، می‌گویند این رزق قبلاً به ما داده شد. وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا، متشابه آن میوه برایشان آورده می‌شود. وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ، همسرانی طیب و طاهر دارند. وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ، یک سال و دو سال و یک میلیون و یک میلیارد سال دیگر نیست، بهشت همیشگی است. دو سه نکته تفسیری که از محضر بزرگان استفاده کردیم، محضر شما تکرار می‌کنم. یکی این اصل تربیتی قرآن است که وقتی نهی‌ای شما به فرزندتان می‌گویید، کنارش یک مثبتی هم باشد. مثلاً در خیلی از نمازخانه‌ها متأسفانه موقعی اذان و اقامه گفته می‌شود، به اذان بی‌توجهی است، صحبت می‌کنند. خب، من امام جماعت بین‌الصلاتین یک تذکر بدهم. هم آفت صحبت را بگویم، هم خوبی سکوت را. این می‌شود اصل قرآنی. مرحوم شیخ عباس قمی در منازل الآخره آورده‌اند اگر کسی موقعی که اذان و اقامه گفته می‌شود، بی‌توجه بشود به اذان و اقامه، مثلاً عمدی با بغل دستی‌اش صحبت بکند، یکی از ضررهایش این است که وقتی جان او دارد گرفته می‌شود، یعنی در موقع احتضار، زبانش هنگام شهادتین بند می‌آید. این اثر بی‌توجهی به اذان است. برعکسش را هم بگوییم. اگر کسی اذان و اقامه گفت دیگری این جملات اذان را تکرار بکند، الله اکبر، اشهد ان لااله‌الاالله، حی علی الصلاه که البته مرحوم صاحب عروه می‌فرماید مخیرید همین حی علی الصلاه را بگویید یا بگویید لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. در روایت داریم تکرار جملات اذان، یکی از 20 عاملی است که مرحوم شیخ عباس قمی در ماده رزق سفینه آورده‌اند باعث ازدیاد رزق می‌شود. این یک اصل قرآنی است؛ هم انذار، هم تبشیر.
نکته دوم، قرآن فرمود وَبَشِّرِ، معمولاً در عرف وقتی می‌گویند بشارت، یعنی یک چیز خوب. اما در قرآن هم برای خوب به کار رفته است و هم برای بد. وجهش هم این است که می‌فرمایند، خبری که باعث شود در بشره ما و پوست ما یک اثری بگذارد، بشارت می‌گویند؛ حالا یا اثر مثبت یا اثر حزن. هردو در قرآن آمده است. مثبتش همین آیه است که می‌فرماید وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا، بشارت باشد بر شما مؤمنان، ای خواهران، ای برادران که وقت می‌گذارید و روز جمعه، روز تعطیل خودتان را از ساعت 10 و نیم و بعضی از ساعت 11 حرکت می‌کنید که قبل از اذان برسید، بشارت باد بر شما. خدا شما را به بهشتی می‌برد، نعمتی بی‌پایان، خالد و همیشگی. انسان خوشحال می‌شود. این بشارت، یک اثری در وجه و بشره انسان می‌گذارد. عین همین تعبیر در بدی‌ها آمده است. در سوره مبارکه آل عمران، آیه 21، می‌فرماید فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ، منافقین را به عذاب الیم بشارت بده، عذاب دردناک جهنم، عذابی که در روایت آمده است یک قطره از آب آن در مشرق زمین ریخته بشود، جمجمه افرادی که در مغرب زمین هستند، به جوش می‌آید. این برای منافقین است. بَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ، بشره آنها با این خبر پیغمبر اکرم تغییر می‌کند.
نکته بعدی، می‌فرماید خدا فرمود که اگر می‌خواهد وارد بهشت بشوند، دوتا شرط دارد: 1- الَّذِینَ آمَنُوا 2- وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ. تحلیلش چیست؟ اساتید به ما یاد دادند، می‌فرمایند اگر یک پاداشی خدا بخواهد در بهشت بدهد دو تا شرط دارد: 1- کار، کار خوبی باشد. اصطلاحاً به آن حسن فعلی گفته می‌شود. ساخت بیمارستان، ساخت مصلی، آمدن به نماز جمعه و دادن بسته‌های معیشتی و... کار خوبی است و حسن فعلی دارد. 2- شرط بعدی حسن فاعلی است. الَّذِینَ آمَنُوا، برای خدا این کار انجام بشود. اگر یک نفر سحری و افطاری تمام معتکفین یک استان را برعهده بگیرد، اما برای خدا نباشد، انتظار پاداش نداشته باشد. تحلیلی دارند آیت الله جوادی آملی در تسنیم که چرا اگر یک کار خوب باشد و حسن فعلی داشته باشد، این دیگر به آخرت نمی‌رسد؟! در صفحه 473 جلد 2 تسنیم می‌فرمایند چون معیار و میزان تأثیر در عمل که تا کجا برد داشته باشد، اراده و نیت ماست. این که کسی نیتش فقط برای این باشد که فقط برای دنیا، برای معروف شدن، برای اینکه یک بارک الله در دنیا به او بگویند، مصداقش در آیه 37 سوره مؤمنون است؛ إِنْ هِی إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا، زندگی ما فقط همین 80، 90 سال دنیاست، نَمُوتُ، می‌میریم، زنده می‌شویم، وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ، بعث و آخرتی در کار نیست. کسی که با این نیت کارخانه‌ای را بسازد، یک درمانگاهی را بسازد، عمل او در سطح دنیا باقی می‌ماند، اصلاً به آخرت نمی‌رود. برای نشئه بعد از دنیا، ایشان تنها می‌شود. دیگر منتظر عمل هم نمی‌ماند؛ چراکه نیست و برد عمل او فقط برای اینجا بود. اما شما همین نماز جمعه‌ای تشریف آوردید، ان‌شاءالله با نیت خدایی هم آمدید، برای برزخ شما هست، برای 50 منزل سخت قیامت شما هست و در بهشت تا ابد برای شما هست. این می‌شود الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ. گاهی اوقات به جای الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ، تعبیر تقوا آمده است. تقوا، جای هردو می‎نشیند. آیه 15 آل عمران، لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ، این تقوا جایگزین همان الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ است. تقوا، یعنی متقی، یعنی مؤمن عادل که هم ایمان دارد و هم کارش کار صحیحی است.
نکته بعدی، هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ، وقتی نعمت و میوه‌ای را در بهشت، به بهشتی می‌دهند، این خواهر و برادر بهشتی که رزق را مصرف می‌کند، می‌گوید هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ، مفسرین بحث کرده‌اند که از کجا قبلاً روزی داده شده بود؟ بعضی فرموده‌اند در بهشت برزخی. بالأخره ما می‌دانیم یک سال، ده سال، یک میلیون سال در برزخ می‌مانیم و بعد وارد قیامت می‌شویم. در برزخ هم بهشت و جهنمی داریم. بعضی‌ها گفته‌اند در بهشت برزخی این نعمت داده شده است. حضرت آیت الله جوادی این احتمال را رد می‌کنند و می‌فرمایند نه، به خاطر اینکه بهشت آخرتی نعمت‌هایی بیشتر از نعمت‌های بهشت برزخی دارد، این آیه می‌فرماید هر رزقی که به آنها داده می‌شود، می‌گویند از قبل ما خوردیم. فرض کنید بهشت برزخی 1000تا نعمت دارد، اما آنجا میلیاردها نعمت است. وقتی 1001 به دست شما رسید، دیگر معنا ندارد بگویید هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ، نعمت برزخ 1000تا بود، این یک چیز دیگری است. بعضی از مفسران فرموده‌اند همان نعمت در آخرت است ولی منهتی چون آخرت ابدی است، این نعمت را فرض کنید سال اول به من دادند، سال بعد که نعمت دادند، می‌گویند هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ، آیت الله جوادی دو سه جواب به این احتمال می‌دهند و می‌فرمایند این هم نیست. یکی از ردهای ایشان است که می‌فرمایند آن اولین نعمتی را که به بهشتی دادند باز این جمله درموردش صدق می‌کند، اولین نعمتی که شما وارد بهشت آخرتی شدید، همین آیه درموردش صدق می‌کند؛ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ. خب اولین نعمتی که به ما دادند دیگر سال قبلی در کار نبوده است. پس چیست؟ ایشان می‌فرمایند این هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ، برای دنیاست. این تجسم اعمال شماست. خوش اخلاقی شما همان نعمت بهشتی می‌شود. حضور شما در راهپیمایی 22 بهمن و 28 صفر می‌شود هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ. به تعبیر خود ایشان، خوش اخلاقی و عقیده صحیح و اعمال می‌شوند تجسم عمل. در جلد 28 بحار مرحوم مجلسی این موعظه جبرائیل را خطاب به پیامبر اکرم آورده است، وعظبی جبرائیل، حضرت جبرائیل موعظه کرد فقال یا محمد صلی الله علیه و آله و سلم، اِعمَل ما شئت، هر عملی می‌خواهی انجام بده، فانک ملاقیه، همان عمل را ملاقات می‌کنی. همین حضور شما در نماز جمعه به صورت نعمت‌های بهشتی برای شما مجسم می‌شود. در روایت دیگری، از پیامبر اکرم سؤال کردند آجرهای قصر بهشتی از چیست؟ فرمود بعضی از طلاست، لبنه من فضه بعضی از نقره است بعد حضرت فرمود این طلا و نقره همان عمل صالح و ذکری است که شما در دنیا فرستادید و به شکل طلا و نقره مجسم می‌شود.
آخرین نکته، ازواج مطهره در بهشت است. اولاً، خود بهشت را چرا بهشت می‌گویند؟ بعضی گفته‌اند چون ماده جنه از ماده پوشیدگی آمده است و بچه‌ای را که در شکم مادر است جنین می‌گویند، چون پوشیده است. سپری که رزمنده‌ای جلوی خود می‌گیرد و او را از آسیب دیگران حفظ می‌کند می‌گویند جُنَّه. کسی که از نظر عقلی، عقلش پوشیده و کمتر باشد، مجنون می‌گویند. بهشت هم درختانی دارد. این شاخه‌ها همه جا را پوشانده، پس می‌گویند جَنَّه. آیت الله جوادی می‌فرمایند این درست هست، اما همه مطلب این نیست. بخشی از مطلب این هست که بهشت را جنه و پوشیده می‌گویند چون خدا برای بعضی از مؤمنین نعمت‌هایی قرار داده است که عارف بزرگ دنیا هم عقلش به آن نمی‌رسد. بعد استناد می‌کنند به آیه شریفه 17 از سوره سجده که می‌فرماید  فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِی لَهُمْ، هیچکس نمی‌داند آنچه که خدای متعال برایشان آورده است، مِنْ قُرَّةِ أَعْینٍ، چه نور چشمی خدا برای شما مؤمنین فراهم کرده است. در نهج البلاغه شریف و در خطبه 85 امیر مؤمنان در توصیف بهشت می‌فرمایند دَرَجَاتٌ مُتَفَاضِلاَتٌ، بهشت درجات دارد، بالا و پایین دارد، مَنَازِلُ مُتَفَاوِتَاتٌ، منازل بهشت با هم فرق می‌کنند، لاَینْقَطِعُ نَعِیمُهَا، نعمت بهشت قطع نمی‌شود، وَ لاَیظْعَنُ مُقِیمُهَا کسی که وارد این اقامتگاه بشود، بیرون نمی‌رود، لاَیهْرَمُ خَالِدُهَا، کسی هم که ابدی بخواهد در این بهشت باشد، سنش پیر نمی‌شود. ازواج مطهره، از چه جهت تطهیر؟ فرمودند چه مردها و چه خانم‌های بهشتی مطهرند، هم از نظر خَلق و آفرینش و هم از نظر خُلق، یعنی در بهشت کینه، حسادت، غرور و رذائل اخلاقی نیست. نَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ، اگر خیلی خوب باشند در همین دنیا به کنار می‌روند، اگر آلودگی باشد در برزخ به کنار می‌رود. البته ما باید کاری کنیم به برزخ نرسیم. از نظر جسمی هم الطَّیِباتُ لِلطَیبین، پاکند، چه خانم‌ها و چه آقایان.
خدای متعال ان‌شاءالله همه شما را مصداق آیه 25 بقره قرار بدهد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
 قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
اللَّهُ الصَّمَدُ
لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ
وَ لَمْ یَکنْ لَهُ کفُوًا أَحَدٌ

خطبه دوم
اوصیکم و نفسی بتقوی الله، برادران و خواهران، جوانان عزیز، دخترخانم‌ها، آقاپسرها، خودم و شما را به رعایت تقوا توصیه می‌کنم.
مصداقاً، توصیه به تقوا، خاطره‌ای باشد از دیروز و جلسه‌ای که در پنداس در شهرستان کاشان برگزار شد و معاون محترم جناب آقای رئیس جمهور، آقای حسینی با عنوان بازنمایی هویت روستا تشریف آوردند که به همت اداره میراث کاشان این جلسه برگزار شد. من در آنجا به خواهران و برادران روستایی عرض کردم خواهران، شما حیا و عفتی که خودتان دارید، به نسل بعدی منتقل کنید. به خواهران بزرگتر گفتم مادربزگان ما در روستا علاوه بر روسری، یک پارچه‌ای را بر قسمت پیشانی می‌بستند تا یک تار مویشان پیدا نباشد. جلوی بدن یک چادرشبی را می‌بستند هم کمر محکم باشد و هم جلوی بدن پوشیده تا اگر چادر کنار رفت، باز حجاب کامل باشد. به پدران روستا گفتم شما نماز صبح را که می‌خواندید، برای دامپروری گوسفند و گاو خودتان را از روستا بیرون می‌بردید. غروب و بیست دقیقه مانده به اذان برمی‌گرداندید و با صدای همان زنگوله گاو همه متوجه می‌شدند که نزدیک اذان شده است. این سخت‌کوشی را به بچه‌هایتان هم یاد بدهید. به مادربزرگ‌ها گفتم آن زمان که نانوایی نبود، برای اینکه کشاورزی بخواهد درو کند، ده نفر، بیست نفر از اهالی روستا می‌آمدند به کمک این خانواده، نان ساعت 10 یا ظهرشان را باید این خانم تهیه می‌کرد. ساعت 3 نصف شب این خانم پا می‌شد، آرد را با آب مخلوط می‌کرد، بعد با مشت خودش این آرد را آنقدر کار می‌کرد تا به عنوان خمیر آماده بشود، این دستگاه‌های الان هم که نبود. بعد، چندساعت زیر لحاف و پتو می‌گذاشتند تا اصطلاحاً ور بیاید. ساعت 8 صبح می‌آمد این خمیر را گلوله می‌کرد و با ابزار خودش آماده می‌کرد تا آن نان را به تنور بزند. خود همین نان درست کردن چقدر زحمت دارد. بعضی از مادربزرگ‌ها در دوران درو، سه بار این تنور را در یک روز می‌پختند. این نسل جوان بدانند که اینجوری پدرها و مادرها زحمت کشیدند تا یک نان حلالی در منزل بیاورند. این توصیه به تقواست. حیا، عفت و سخت‌کوشی و جدیت را به نسل جوان خودمان بیان کنیم.
مناسبت بعدی ما همین همایش بود که ان‌شاءالله آثار و برکاتی هم داشته باشد؛ از جمله معاون وزیر جهاد در این جلسه گفتند سالانه 120 میلیون تن محصول کشاورزی داریم که در بخش زراعی، باغداری و گلخانه تولید می‌شود. 8 محصول زراعی و 16 محصول باغداری ما جزو ده کشور تولیدکننده برتر دنیاست. این یک فرصت برای صادرات است. اگر مصرف داخلی کفاف داد. امروز هم روز صادرات است. در کنار این همایش ما یک جلسه‌ای را در کاشان داریم به نام مجموعه فردخت که خود این فردخت از دخت به معنای دختر و فر به معنای شکوه، یعنی دختر باشکوه ایرانی گرفته شده است. مجموعه‌ای از متخصصین دانشگاهی و بسیجی ما دور هم جمع شدند و گفتند ما طراحان کشور را جمع کنیم که 12 استان با هم همکاری کردند و این جلسه در کاشان برگزار می‌شود. بهترین طرح‌ها برای لباس بانوان، لباس هم هنری، زیبا و هم فرهنگی و پوشیده و هم اقتصادی و ان‌شاءالله با قیمت مناسب. نمایشگاه این طراحی‌ها ان‌شاءالله از فردا برقرار می‌شود که من توصیه می‌کنم خانم‌های بزرگوار و حتی آقایان هم بروند و ببینند. این یک سنت حسنه است در مقابل سنت سیئه غربی‌ها که برهنگی را رواج می‌دهند.
مناسبت بعدی، سالگرد حاج‌آقا مصطفی پسر بزرگ حضرت امام هست. در کنار ایشان، این ایام سالگرد آیت الله مهدوی کنی و مرحوم میر جوادآقای تهرانی است. همه این بزرگان و اهل لااله‌الله را با صلواتی بر محمد و آل محمد شاد کنیم.
من فقط خاطره‌ای را از رحلت و شهادت حاج‌آقا مصطفی از قول مرحوم دعایی نقل کنم. یار حضرت امام در نجف بودند. ایشان می‌گوید وقتی حاج‌آقا مصطفی شهید شد، من اول به حاج احمدآقا گفتم. بعد، گفتیم چگونه به حضرت امام بگوییم تا ایشان ناراحت نشود. تدبیر ما این بود تعدادی از علمای نجف مثل آیت الله شیخ حبیب الله اراکی، آیت الله سید عباس خاتم، آیت الله رضوانی و کریمی و... را دعوت کنیم تا به دفتر حضرت امام بیایند. امام دید اینها در یک ساعت غیرمعمول آمده‌اند. اولین سؤال امام این بود که احمد کجاست؟ هیچی نگفتند. بعد، حاج احمدآقا یکدفعه با گریه وارد جلسه شد. گریه حاج احمدآقا بقیه را هم به گریه واداشت. امام خودشان فهمید. کاری که امام کرد این بود که سه بار ذکر لاحول و ال قوه الا بالله العلی العظیم و سه بار هم آیه شریفه انا لله انا الیه راجعون را گفتند. بعد فرمودند چون فوت مشکوک است، 24 ساعت صبر کنید که این یک حکم فقهی در رابطه با حالت‌های اغما و سکته است. درد امام این بود که اگر یکی از علما مرحوم می‌شد، مثلاً می‌گفتند ساعت 4 تشییع است، امام 5 دقیقه به چهار می‌رفتند و در آنجا 5 دقیقه می‌ماندند و بعد تشییع و 50 تا 100 قدم پشت سر جنازه حرکت می‌کردند. امام برای جگرگوشه خودشان هم همین کار را انجام دادند، نه بیشتر. امام واقعاً حاج‌آقا مصطفی را جگرگوشه می‌دانستند. در صفحه 233 جلد سوم صحیفه این مطلب آمده است. اطلاعیه امام این بود که انا لله و انا الیه راجعون، در روز یکشنبه 9 ذی القعده 1397 هجری قمری، مصطفی، نور بصرم، نور چشمم، مُهجَه قلبی، دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد. اللهم ارحمه، خدایا او را مورد رحمت قرار بده، و اغفر له، او را ببخش، و اسکنه الجنه، او را وارد بهشت کن، بحق اولیائک الطاهرین علیهم الصلاه و السلام.
حاج‌آقا مصطفی قلب امام است، اما در مقابل دشمن، امام نهایت استقامت را دارد. 5 دقیقه قبل از تشییع آمدند و 50 تا 100 قدم هم پشت سر جنازه رفتند و برای دفن هم امام نیامدند. بعداً وقتی امام مشرف شدند به حرم مطهر امیر مؤمنان علی علیه السلام، بعد از زیارت حضرت امیر علیه السلام آمدند زیر گلدسته‌ای که آیت الله غروی اصفهانی دفن هستند، فرمودند قبر مصطفی کدام است؟ همه زدند زیر گریه، اما امام فرمود صبر کنید فاتحه بخوانیم. به بقیه هم فرمود فاتحه بخوانید. از این سنگین‌تر آن لحظه‌ای بود که امام وارد منزل حاج‌آقا مصطفی شد. 13 سال، 14 سال امام به این منزل رفت و آمد دارد. این عروس حضرت امام و بچه‌های حاج‌آقا مصطفی به امام گفتند آقا، مصطفی نیست که از شما استقبال کند و به شما خوش‌آمد بگوید. این جمله کوه را می‌لرزاند، همه به گریه افتادند، اما امام گفت صبر کنید. به خانمشان که مادر حاج‌آقا مصطفی و مادر شهید بود و به همسر حاج‌آقا مصطفی که همسر شهید بود، فرمود صبر کنید برای خدا. دشمن، گریه امام را در شهادت حاج‌آقا مصطفی علنی ندید. این یک درس است. امام با این الگوی عملی راه را به همه پدران و مادران شهدا یاد داد.
مناسبت بعدی، دیدار رهبر معظم انقلاب با نخبگان بود. در بین نخبگانی که با حضرت آقا دیدار کردند، یک دخترخانم کاشانی، خانم زهرا احتشام هم بود که من صوت این خانم را دوبار گوش کردم. مطالب بسیار ارزنده‌ای را خطاب رهبر معظم انقلاب در رابطه با مسئله فرهنگی پیشنهاد کردند. 3 تا 4 حلقه درست کردند که ما انشاءالله در یک فرصتی در نماز جمعه از این خانم دعوت خواهیم کرد و تجلیل.
حضرت آقا در این دیدار فرمودند نخبه کسی است که هم استعداد خداداد دارد، هم تلاش و همت دارد و هم از خدای متعال مدد بیشتری را می‌گیرد، عنایت و توفیق الهی را می‌گیرد. فرمودند ما از این نخبه انتظاراتی داریم، دولت هم وظایفی دارد. انتظار ما از نخبه ما این است که ظرفیت کشور را بشناسد. ظرفیت کشور خیلی بالاست. آقا چند نمونه را برای نخبگان عزیزمان بیان کردند. فرمودند ما در اول انقلاب 5000 نفر هیئت علمی داشتیم، الان 25 برابر شده است. 100 هزار هیئت علمی و دانشمند در دانشگاه‌ها داریم. فرمودند ربات انسان‌نما، پهباد ایرانی، یک زمانی می‌گفتند ماکت است، فتوشاپ است، الان می‌گویند بسیار خطرناک است. دستاوردهای پژوهشگاه رویان، سلول‌های بنیادی، شبیه‌سازی، آقا فرمود خودم رفتم این حیوان زنده را دیدم. این در دنیا بسیار کمیاب است. انتقال ماهواره به فضا، دستاوردهای انرژی هسته‌ای، خدا رحمت کند این شهدای عزیز را که اینها را برای ما به ارمغان آوردند، ساخت واکسن‌های پیچیده ازجمله واکسن کرونا. این در تبلیغات گم می‌شود. جناب آقای رئیس جمهور که به سازمان ملل رفتند، دبیر کل سازمان ملل گفت من از شما رئیس جمهور ایران عذر می‌خواهم که در دوران تحریم‌ها نتوانستیم دارو و واکسن را به شما برسانیم. جناب آقای رئیسی فرمود ما از همان تهدید و فرصت استفاده کردیم و 6 نوع واکسن را ساختیم و الان صادرکننده هستیم. آقا فرمودند نخبه ایرانی اول ظرفیت را بشناسد. دوم دشمن را هم بشناسد. دشمن امسال تلاش کرد دانشگاه‌های ما تعطیل باشد. به استاد و دانشجو پیام دادند، تلفن زدند درس‌ها را تعطیل کنید. آقا فرمود کسی که زنگ زد نه، ولی با چند واسطه به دشمن برمی‌گردد. دشمن می‌خواهد علم در این کشور نباشد، می‌خواهد جلوی پیشرفت ما را بگیرد. آن حدیث شریفی هم که از حضرت امیر علیه السلام پشت آقا زده بودند همین بود؛ اَلْعِلْمُ كَنْزٌ عَظِیمٌ لاَ یفْنَى، علم گنج بزرگی است که پایانی ندارد. نخبه ما دشمن را هم بشناسد. بداند دشمن دنبال چه می‌گردد و این ظرفیت خداداد را با ظرفیت الهی که به خود شما داده است برای حل مشکلات کشور استفاده کند. بعد هم فرمودند دولت موظف است دو تا خواسته این جوانان را برآورده کند که یکی اشتغال متناسب با نخبگی آنهاست و دوم امکان ادامه تحقیقات و اتصال به مراکز علمی دنیاست. چقدر واقعاً رهبری فرهیخته است. چقدر آقا حرص می‌خورد که می‌گوید من دارم می‌شنوم نخبه ما به فلان دانشگاه می‌رود، با هزار ترفند نمی‌گذارند ایشان عضو هیئت علمی بشود. واقعاً خجالت دارد. عالی‌ترین مقام کشور اینجوری حرص نخبه را می‌خورد، یک عده در مدیریت‌های میانی اینقدر کارشکنی می‌کنند.
و عرض آخر من، عبرتی از اغتشاشات است. البته قبل از آن روز تربیت بدنی و هفته تربیت بدنی را تبریک عرض می‌کنم. از همه ورزشکاران عزیزمان تجلیل می‌کنم. خیلی از اینها را در ورزش‌های مختلف به زیارتشان رفتیم. جناب آقای سلامیان ان‌شاءالله برنامه‌ریزی کنند که من به همه ورزش‌ها سر بزنم. ورزش کاشان باید در همه رشته‌ها سرآمد باشد. رهبر معظم فرمود امر به ورزش، امر به معروف است.
اما عبرت این اغتشاشات که خواهران و برادران چندین عبرت دارد. یکی غربال شدن خوب‌ها از بدها بود و یکی هم در بعد خارجی؛ دشمنان ما در ترکیه و در اصل در اسرائیل می‌خواستند با ترکیه و آذربایجان کاری در شمال ما و در قسمت ارمنستان انجام بدهند. سپاه یک ضرب شستی در اقلیم نشان داد. البته قبل از آن هم تذکر داده بود. به مسئولان اقلیم گفته بود که اینها در حال توطئه هستند. آدرس هم داد که در فلان ساختمان و در فلان طبقه محل تجمعشان است. ما این را می‌دانیم، خودتان بروید جمشعان کنید. نتوانستند جمع و جور کنند، بعد از این اغتشاشات زمان مناسبی بود و چنان ضرب شست و سیلی‌ای سپاه در اقلیم به منافقان زد که برق آن اسرائیل و ترکیه و آذربایجان را گرفت که غلط کردند از آن توطئه‌ای که می‌خواستند در ارمنستان انجام بدهند.
آنفلونزا یک مقدار شدید شده است. بیمارستان‌ها به ما خبر دادند که صف است. یک مقدار در کاشان می‌بینم که این مورد ضعیف شده است، به هرحال کمک می‌کند به این که انتقال صورت نگیرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَعْطَینَاكَ الْكَوْثَرَ
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ



برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.