سَلَامٌ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ. (اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ). وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
در دویست و دوازدهمین خطبه در پنجم تیرماه، یازدهم محرم، خود و شما برادران و خواهرانم را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم؛ أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ.
مصداقاً حکمت ۱۲۳ نهجالبلاغه هستیم. هشت تا صفت از صفات اهل تقوا را حضرت بیان میکنند. صفت سوم در این حکمت ۱۲۳ این است: «طُوبَى لِمَنْ صَلُحَتْ سَرِيرَتُهُ» خوش به حال آن کسی که باطنش را پاک کند، جانش را، نهادش را از بدی اصلاح کند.
آیتالله مکارم در شرحشان بر این عبارت نهجالبلاغه میفرماید این «صلاح باطن» یعنی آدم نیتش خالص باشد، خلوص نیت داشته باشد. اگر خلوص نیت داشته باشد، این پاکی فطرت برای همهی انسانها باعث میشود اعمال ما، کارهایمان و اقوال ما، گفتارمان هم پاک بشود. چرا؟ چون اعمال و گفتار تراوشی هست از همان باطن و صفات درونی ما. پس شرح آیتالله مکارم این را میفرماید درون ما صفات پاک که باشد، در نتیجه اعمال ما میشود پاک، اقوال ما هم پاک میشود.
آیتالله جوادی آملی میفرماید: خوش به حال آن کسی که همانطور که ظاهر خودش را اصلاح میکند، میرود سلمانی و امثال ذلک، باطن خودش را هم اصلاح کند. چهجوری؟ به اخلاق الهی متخلق شود. این هم فرمایش آیتالله جوادی. اصلاح باطن یعنی اخلاق الهی را انسان بگیرد، داشته باشد.
جناب مغنیه، شارح شیعه، میفرماید اصلاح باطن و سریره یعنی آدم برای همهی مردم خیر را بخواهد؛ «بِحُبِّ الْخَيْرِ لِكُلِّ النَّاسِ» آدم خیرخواه همه باشد. به این میگویند خوشباطن. کنار مظلومان عالم باشد، علیه ظالمان عالم.
و جناب ابنمیثم، شرح چهارم، ایشان هم شیعه، میگوید یعنی از نیتهای بد ما باطن خودمان را خالص کنیم. نه فقط اعمال بد انجام ندهیم، اصلاً فکر بد، نیت بد به ذهن ما هم نیاید. این توصیهی به تقوای خطبهی اول. خوش به حال کسی که سریره و باطن خودش را اصلاح میکند، به اخلاق الهی متخلق میشود، برای همهی مردم خیر را میخواهد، در کنار مظلومان است و علیه ظالمان؛ و نیتهای بد را از درون خودش میزداید. این توصیهی به تقوا.
اما بحث محوری ما قرآن است. آیهی ۱۸۳ بقره رسیدیم، تفسیر ترتیبی «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ». ای مؤمنین! روزه بر شما واجب شد. من وارد روزه نمیخواهم بشوم. در همان «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» یک تذکری را محضر شما عرض میکنم.
خدا رحمت کند علامهطباطبایی را در المیزان؛ جلد یک، صفحهی ۳۰۱ تا ۳۰۳، بحث بسیار مهمی را مطرح کردند ذیل آیهی ۱۳۰ بقره. «وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ». هر کس سفیه باشد از دین حضرت ابراهیم اعراض میکند. حضرت علامه میفرماید اسلام و ایمان چهار مرحله دارد. مرحلهی اولِ اسلام همین است که زبان فقط بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ» صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ. «الْقَبُولُ لِظَوَاهِرِ الْأَوَامِرِ وَ النَّوَاهِي بِتَلَقِّي الشَّهَادَتَيْنِ لِسَاناً»؛ شهادتین لسانی را بگوید. این میگویند مسلمان ظاهری.
اما اگر همین شهادتین را قلبش هم بپذیرد که «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» و پیامبر اکرم، پیامبر اعظم است، این میشود مرحلهی بعدی که میگوییم مرحلهی ایمانِ اول. دلیل علامه هم آیهی ۱۴ حجرات است «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا». اعراب گفتند، بادیهنشینها گفتند ما ایمان آوردیم. «قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا». اسلام اول را دارید، شهادتین ظاهری را، اما هنوز به قلبتان سرایت نکرده: «وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ». مرحلهی سوم، ایمانِ دوم میشود. اول اسلامِ یک، بعد ایمانِ یک، حالا ایمانِ دوم.
ایمان دوم آیهاش چیست؟ ایشان میفرماید مثلاً آیهی شریفهی ۱۱ صف: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان مرحلهی اول را دارید، شهادتین به قلبتان سرایت کرده، «هَلْ أَدُلُّكُمْ» آیا من شما را دلالت بکنم «عَلَى تِجَارَةٍ» بر یک تجارتی که «تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ» شما را از عذاب دردناک نجات بدهد؟ «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» ببینید، «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» بود، ای کسانی که ایمان آوردید، ولی پایان آیه میفرماید «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»، ایمان بیاورید به خدا. اینجا مرحوم علامه میفرماید این ایمان غیر از آن ایمان اولی است. فرقش چیست؟ فرقش این است که انسان را به عمل کردن به آن مطلبی که قلبش پذیرفته میرساند. مصداقش همین نماز جمعهای که شما آمدید. آیه را شنیدید، دستور خدا را، از منزل حرکت کردید به قصد نماز جمعه. این میشود به عمل، آن ایمان را اجرا کردن.
مرحلهی چهارم میفرماید اسلام آخر هست، اسلام دوم یا ایمان آخر. این فرقش با ایمانِ مرحلهی دوم چیست؟ یک پله بالاتر است. آیهاش چیست؟ ۶۴ نساء «فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ» به پروردگارت قسم ایمان نمیآورند افراد «حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ» تا اینکه پیامبر اعظم را حاکم قرار بدهند در مشاجرات «ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ» وقتی پیامبر اکرم حکم کرد تسلیم باشند، در دلشان هم نگویند چرا، «وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً» تسلیم ظاهری و تسلیم باطنی باشند. این، آن مرحلهی عالی از اسلام است.
حالا به کمک همین چهار بخش در اصحاب امام حسین (علیهالسلام)، آنهایی که پیوستند یا آنهایی که حضرت نامه نوشت نکته ای را عرض می کنم. در شهدای کربلا، ۱۹ نفر غیر از اهل بیت، اهل مدینه بودند از اصحاب. ۱۹ نفر خودشان را در مکه به امام حسین (علیهالسلام) رساندند. یعنی حضرت سیدالشهدا ۱۲۵ روز در مکه بودند، از سوم شعبان تا هشتم ذی الحجه، ۱۲۵ روز. در این ۱۲۵ روز حضرت نامه نوشت، عدهای سبقت گرفتند، خودشان را رساندند به امام حسین (علیهالسلام). اینها ۱۹ نفر بودند. یکی از آن افراد شخصی است به نام یزید بن ثبیط. نامهی امام حسین در بصره به دستش رسید. یک خانمی در بصره، پایگاه تشیع بود منزل آن خانم. یزید بن ثبیط شیعهها را فراخوان کرد. گفت: کی حاضر است برویم یاری امام حسین؟ ده تا پسر داشت. پسرهایش را هم آورد، گفت: کدامتان میآیید؟ دو تا از پسرهایش گفتند ما هم میآییم، عبدالله و عبیدالله. علاوه بر اینها، چهار نفر دیگر هم در همان جلسه گفتند ما هم میآییم؛ ادهم ابن امیه، سلیم ابن یزید، سیف ابن مالک، عامر ابن مسلم. هفت نفر از منزل یک خانم در بصره راه افتادند رفتند مکه. امام حسین (علیهالسلام) فرمود که شما آمدید منزل من، ولی حضرت تشریف برده بودند منزل اینها. سریع خودش برگشت به منزل امام حسین (علیهالسلام) تا رسید، دید حضرت دارند این آیه را میخوانند «بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا» این فضل خداست که امام حسین آمد منزل من و من توفیق یاری امام حسین (علیهالسلام) را پیدا کردم. بعد رفت اسباب خودش را آورد توی منزل امام حسین (علیهالسلام) و با امام حرکت کردند. هم یزید بن ثبیط، هم دو تا پسرش توی کربلا شهید شدند.
اما یک عده را هم بگویم که اسلامشان آن ها را به عمل وا نداشت. یزید ابن مسعود، یزید ابن ثبیط نامه امام حسین در بصره به دستشان رسید؛ سه تا قبیله را جمع کرد. قبیله بنی تمیم، قبیله بنی حنظله، قبیله بنی سعد. نامه امام حسین را خواند. گفت آقا فراخوان داده است. هل من ناصر گفته است. کدام یک از شما قبایل حاضرید برویم امام حسین را کمک کنیم. بنی تمیم گفتند ما مطیع تو هستیم. بنی حنظله گفتند ما تیر ترکش تو هستیم و هر کجا تو بگویی ما شلیک می شویم. بنی سعد گفتند ما باید مشورت کنیم. تا این دو قبلیه قبول کردند جناب یزید ابن مسعود به امام حسین نامه نوشتند آقا تشریف بیاورید به بصره. آقا هم که نامه هجده هزار نفری کوفه رفته بود تصمیمشان به سمت کوفه بود این قبایل تا رفتند وسیله آماده کنند اسب و شمشیر و آذوقه را فراهم کنند و آماده حرکت شدند گفتند عاشورا تمام شد.
ببینید سه قبیله اگر می آمدند و می پیوستند به اباعبدالله چه اتفاقی می افتاد. این ها نتوانستند مصداق «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» بشوند. نتوانستند ایمانشان را به عمل برسانند و تسلیمِ «تَسْلِيماً» بشوند. خبر شهادت را شنیدند، بسیار هم بیتاب شدند.
خدایا! ما را در لبیک به اماممان جزو «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» قرار بده.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. اللَّهُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ. وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ صَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ، حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
شادی روح حضرت امام، همه شهدا، مخصوصاً شهدای استان اصفهان، منطقه کاشان، شهدای عزیزی که این ایام سالگرد آنها هست و نثار سه امام جمعه فقیدمان، صلواتی هدیه بفرمایید.
أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ؛ در خطبه دوم هم خود و شما برادران و خواهرانم را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
در خطبه دوم توصیه به تقوای ما، حقوق امام زمان علیهالسلام بود. امروز جلسه شانزدهم است. حق امام زمان این است؛ وقتی امام زمان خوشحال است، ما هم خوشحالی کنیم؛ «يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا». وقتی امام زمان محزون است، ناراحت است، ما هم به تبع اماممان ناراحت باشیم؛ «يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا».
امام صادق علیهالسلام فرمود تاسوعا میدانید چه روزی است؟ تاسوعا روزی بود که امام حسین علیهالسلام و اصحابش، این هفتاد و دو تن و این بیست زن و بچه، محاصره شدند. سپاه شام جمع شدند بر قتال حضرت. ابن مرجانه، عبیدالله و عمر بن سعد خوشحال شدند که سپاهشان شده سی هزار نفر و دیگر از اهل عراق کسی برای یاری حسین نمیآید. بعد فرمودند فدای تو ای مظلوم و غریب یا حسین. این که تاسوعا شما محزونی، چون روزی است که دیگر یقین کردند کسی برای یاری حسین نمیآید.
امام رضا علیهالسلام فرمودند: هر کس روز عاشورا را روز مصیبت خودش، اندوه خودش و گریه خودش قرار بدهد، حق تعالی روز قیامت را برای او روز فرح، شادی و سرور او قرار میدهد و چشم او را، یعنی شما خواهران و برادران عزادار را در بهشت به ما روشن میکند. انشاءالله جمال دوازده امام و صدیقه طاهره و پیامبر اعظم محمد مصطفی(ص) را میبینید.
این که شما احترام میکنید، در شب و شام شهادت ائمه عروسی بچهتان را نمیگیرید، به خاطر این است؛ نمیخواهید فرح و شادی شما همزمان بشود با غم و غصه امام زمان، «يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا». این که نیروی انتظامی به شما آمار میدهد، میگوید آقا، شب و شام شهادت عروسی بچهتان نگیر، به خاطر این که میخواهد به تو خدمت بکند؛ حزن تو با حزن امام یکی باشد، فرح تو با فرح امام یکی باشد. این توصیه به تقوا.
اما بحث خطبه دوم:
اولاً معاون محترم استاندار در جمع ما حاضر هستند، خوشآمد عرض میکنم به ایشان و آرزوی توفیق دارم هم برای ایشان و هم برای مسئولان خدمتگزار در همه قوا؛ مجریه، قضاییه، مقننه. من در جلسهای که محضرشان بودیم، چند نکته را خدمتشان عرض کردم، در حضور شما خواهران و برادران هم تکرار میکنم. ضمن این که تشکر میکنیم از این که مسئولیت پذیرفتید در نظام جمهوری اسلامی، اما مطالبه این مردم این است:
یک: اجتماعات شبانه در خیابان نباید تعطیل شود، تا آخر ماه محرم و صفر و تا آن زمانی که رهبر عزیزمان فرمودند با قوت ادامه پیدا میکند.
دو: حجاب و عفاف؛ مطالبه مردم ارزشی است. همان راهکاری را که استان اصفهان پیشگام شد و نتیجه هم گرفت، قبل از جنگ دوازده روزه ما، همان راهکار و سازوکار را در همه استان، خصوصاً در منطقه کاشان و شهر دارالمؤمنین درخواست داریم.
سه: علیرغم این که خبر دارم فرمانداران و بعضی از مسئولان شهرستانی روزهای دوشنبه را میگذارند برای دیدار عمومی، اما این کفایت نمیکند. درخواست کردم از ایشان، دستور بدهند آقای استاندار، فرماندار عزیز در این شهر و همه شهرهای استان، کاروان خدمت را متشکل از تمام مسئولان اداری ببرند شهر به شهر و روستا به روستا، تا مشکلات این مردم که نمیتوانند به راحتی مسئول را ببینند، یا گاهی اوقات نیاز به تجمیع چند تا مسئول است در آن جلسه، انشاءالله با حضور قوی این کاروان، مشکلات مردم حل بشود.
چهار: بازرسیها را از مغازهها بیشتر کنید. اگر صنف نیروی کم دارد، بسیج اصناف این آمادگی را دارد با آموزش خود شما این وظیفه را بر عهده بگیرد که یک کالا از عمدهفروش به عدد n در اختیار مغازهدار قرار میگیرد، مغازهدار او را دو برابر به مشتری ندهد. این درخواست چهارم از معاون محترم استاندار عزیزمان.
اما مسائل جبهه مقاومت؛
خوب دقت کنید. وزیر خارجه آمریکا دو سه تا حرف زده گندهتر از دهان خودش.
یک: گفته که اگر کشتیها از تنگه هرمز عبور نکنند نقض توافق است و ما با آن مشکل خواهیم داشت. ما به این وزیر خارجه پررو میگوییم اگر ملاکتان نقض آتشبس است، تا زمانی که یک متر از خاک لبنان عزیز در اشغال رژیم صهیونیستی باشد، توافقی هنوز رخ نداده است.
دوم: این وزیر خارجه مفلوک آمریکا مدعی شده اسرائیل و لبنان در آستانه رسیدن به یک توافق هستند که یک برنامه آزمایشی را اجرا کنند برای خلع سلاح حزبالله. ما به این وزیر خارجه و رئیسجمهورش و ناتو و تمام مستکبران عالم میگوییم ترامپ بداند، نتانیاهو بداند، اعراب خائن منطقه بدانند، رهبر شهید ما فرمود هیچ قدرتی توان خلع سلاح حزبالله را ندارد.
سوم: یک مقام اسرائیلی اعلام کرده، مدعی شده، نتانیاهو ترامپ را قانع کرده که اسرائیل از جنوب لبنان عقبنشینی نکند. جواب ما همان جواب سردار قاآنی عزیز ماست، فرمودند باید سراسر لبنان را ترک بکنید، سرزمین میدان مقاومت است نه جولانگاه اشغالگران. اگر امروز با اختیار خودتان عقبنشینی نکنید، فردا با خواری و شکست ناگزیر به فرار خواهید شد.
یک تذکر هم به مسئولان عزیز میدهم. ما به تبعیت از رهبر معظم حامی شما هستیم، اما وقتی میخواهید حرف بزنید یادداشت بردارید، قول سدید بزنید، قول محکم بزنید. دشمن نتواند از حرف شما سوءاستفاده کند. این ادبیات که ملت ایران را به ملت گرسنه تشبیه بکند، ادبیات ضعف است. یاد بگیریم از امامهای انقلاب؛ امام راحل، امام شهید و امام فعلی. ما به همه تذکر میدهیم این توافق چه انجام بشود چه انجام نشود، ما از انتقام خون رهبر شهیدمان دست برنمیداریم.
چند جمله مقتل بخوانم. مقتل مُقَرَّم: «وَ لَمَّا أَقْبَلَ السَّجَّادُ علیهالسلام...» با اعجاز، امام سجاد از زندان عبیدالله آمد به کربلا «وَ وَجَدَ بَنِي أَسَدٍ...» دید بنیاسد مُجْتَمِعِينَ، دور هفتاد و دو تا جنازه جمع شدند... «عِنْدَ الْقَتْلَى مُتَحَيِّرِينَ» نمیدانند چه کار کنند... «لَا يَدْرُونَ مَا يَصْنَعُونَ» چگونه دفن کنند؟ چرا؟ «فَقَدْ فَرَّقَ الْقَوْمُ بَيْنَ رُءُوسِهِمْ وَ أَبْدَانِهِمْ» آخر این هفتاد نفر هیچکدامشان سر در بدن ندارند. میپرسیدند اینها از اهل کدام عشیره و قبیله هستند؟ یکدفعه دیدند آقایی آمد. «فَأَخْبَرَهمْ علیهالسلام» امام سجاد فرمود من اینها را میشناسم. «فَمَشَى الْإِمَامُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ» دیدند امام حرکت کرد به سمت یک بدن «إِلَى جَسَدِ أَبِيهِ» جسد مطهر حسین. «اعْتَنَقَهُ» این بدن را در آغوش گرفت «وَ بَكَى بُكَاءً عَالِياً» صدای گریه امام سجاد بلند شد. آمد به موضع قبر ابیعبدالله، مقداری خاک را کنار زد، قبری آماده فراهم شد. مُقَرَّم مینویسد اینجا حضرت نفرمود که بروید بوریا بیاورید؛ دستهایش را گذاشت زیر بدن «فَبَسَطَ كَفَّيْهِ تَحْتَ ظَهْرِهِ» این دو تا دست را گذاشت زیر کمر ابیعبدالله. کدام کمر؟ همان کمری که گفتند: «نَحْنُ رَضَضْنَا الصَّدْرَ بَعْدَ الظَّهْرِ» آن ده نفر نانجیب گفتند کمر حسین و سینه حسین را خرد کردیم. اینجا حضرت وقتی خواست بدن را در داخل قبر بگذارد فرمود «إِنَّ مَعِيَ مَنْ يُعِينُنِي» بنیاسد! برای دفن پدرم من از شما کمک نمیخواهم، افرادی هستند که دارند من را کمک میکنند.
در مُقَرَّم دیگر نیامده کمک چه کسی است، ولی مرحوم مجلسی در بحار، جلد بیست و دو، صفحه پانصد و سیزده میگوید وقتی امام سجاد خواست بدن را دفن کند، دید پیامبر(ص) آمده، امیرالمؤمنین(ع) آمده، امام مجتبی(ع) آمده، ملائکه الهی آمدند دارند کمک میکنند به ابیعبدالله. این روایت تأیید میشود با خواب امسلمه. امسلمه همسر باوفای پیامبر است، میگوید من مدتها پیامبر را در خواب ندیده بودم، یکی دو روز بعد از عاشورا یک شبی پیامبر را خواب دیدم. دیدم غبارآلودند، گفتم یا رسول الله چرا سر و وضعتان غبارآلود است؟ فرمود امسلمه دارم از کربلا میآیم، از دفن پسرم حسین.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِيَةَ وَ النَّصْرَ وَ اجْعَلْنَا مِنْ خَيْرِ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ.
خدایا در ظهور مولایمان تعجیل بفرما.
منتقم آل پیغمبر را برسان.
رهبر عزیز و حکیممان امام سید علی خامنهای حفظ بفرما.
پرچم این انقلاب توسط ایشان به صاحب اصلیاش تحویل بگردان.
تسلیت ما و همه این عزاداران و همه شنوندگان ما را به امام زمانمان برسان.
یَا بَقِيَّةَ اللَّهِ آجَرَكَ اللَّهُ، ما شریک غمیم با شما. یَا بَقِيَّةَ اللَّهِ سلام و تسلیت این مردم را بپذیر.
آمریکا و اسرائیل و منافقین را نابود بگردان.
خدایا حاجات خواهران و برادرانم را برآورده بفرما.
اجتماعات شب را چه در میادین چه در حسینیهها باشکوهتر از سالهای قبل مقدر بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ * إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ * صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ